لوگو سایت
تفاوت CPC، CPM، CPA، CPV و ROAS چیست؟ متریک‌های گوگل ادز

تفاوت CPC، CPM، CPA، CPV و ROAS چیست؟ متریک‌های گوگل ادز

تفاوت CPC، CPM، CPA، CPV و ROAS چیست؟ متریک‌های گوگل ادز

مدت مطالعه:

دقیقه

متریک‌های گوگل ادز فقط عددهایی روی داشبورد نیستند؛ مبنای تصمیم‌گیری برای ادامه دادن، اصلاح کردن یا متوقف کردن یک کمپین‌اند. بسیاری از کسب‌وکارها فقط به یک یا دو شاخص نگاه می‌کنند. مثلاً CPC پایین را نشانه‌ی موفقیت می‌گیرند، در حالی که همان کمپین ممکن است هیچ فروشی نداشته باشد. در طرف مقابل، گاهی کمپینی با CPC بالا بهترین بازده را دارد، چون کلیک‌هایش از مخاطبان آماده‌ی خرید می‌آید.

اشتباه گرفتن این شاخص‌ها هزینه‌ی واقعی دارد. وقتی تفاوت CPC و CPM را نمی‌دانید یا فرق ROAS و ROI را با هم قاطی می‌کنید، بودجه را به کمپینی می‌دهید که هدفش با هدف کسب‌وکار شما نمی‌خواند. در این مقاله پنج متریک اصلی تبلیغات کلیکی را یکی‌یکی بررسی می‌کنیم: CPC، CPM، CPA، CPV و ROAS. برای هر کدام فرمول، عوامل مؤثر و کاربرد درست را می‌بینید و در پایان یک سناریوی عددی کامل، یک جدول مقایسه و راهنمای انتخاب متریک بر اساس هدف کمپین قرار دارد. با آژانس دیجیتال مارکتینگ ترافیک همراه باشید.

متریک‌های تبلیغاتی چه هستند و چرا تفاوتشان مهم است؟

فهرست مطالب

متریک‌های تبلیغاتی چه هستند و چرا تفاوتشان مهم است؟

متریک تبلیغاتی معیاری است که هزینه‌ی صرف‌شده را به یک نتیجه‌ی قابل اندازه‌گیری وصل می‌کند. هر متریک از زاویه‌ی متفاوتی به کمپین نگاه می‌کند: یکی کلیک‌ها را می‌شمارد، یکی نمایش‌ها را، یکی تبدیل‌ها را و یکی درآمد را. به همین دلیل هیچ متریکی به‌تنهایی کل داستان را نمی‌گوید.

یک نمونه‌ی ساده را در نظر بگیرید. کمپینی ۵۰۰ تومان به ازای هر کلیک هزینه دارد و کمپین دیگری ۲٬۰۰۰ تومان. اگر فقط CPC را ببینید، کمپین اول برنده است. اما اگر کمپین اول هزار کلیک بیاورد و هیچ فروشی نداشته باشد، و کمپین دوم از همان تعداد کلیک ده فروش بسازد، کمپین دوم بسیار ارزان‌تر تمام شده است. این‌جاست که متریک درست برای هدف درست معنا پیدا می‌کند.

هدف کسب‌وکارها هم یکسان نیست. برندی که تازه وارد بازار شده، بیشتر به دیده شدن نیاز دارد و فروشگاهی که موجودی انبارش را می‌خواهد بفروشد، به خرید مستقیم. اگر متریک متناسب با هدف انتخاب نشود، کمپین برای نتیجه‌ای بهینه می‌شود که به کار شما نمی‌آید.

بیشتر بدانیم:  گوگل ادز چیست

CPC یا هزینه‌ی هر کلیک؛ فرمول، کاربرد و راه‌های کاهش

فرمول محاسبه‌ی CPC و عوامل مؤثر بر آن

فرمول CPC ساده است: کل هزینه‌ی تبلیغات تقسیم بر تعداد کلیک‌ها. اگر کمپینی ۱۰۰ هزار تومان هزینه کرده و ۵۰۰ کلیک گرفته باشد، CPC برابر ۲۰۰ تومان است. البته مبلغی که برای هر کلیک می‌پردازید ثابت نیست و در هر مزایده فرق می‌کند. گوگل بر اساس رتبه‌ی تبلیغ (Ad Rank) تعیین می‌کند که چه تبلیغی نمایش داده شود و هر کلیک چقدر هزینه داشته باشد، و این رتبه فقط به مبلغ پیشنهادی شما وابسته نیست.

مهم‌ترین عامل در این میان امتیاز کیفی (Quality Score) است. این امتیاز را گوگل بر اساس سه چیز می‌سنجد: نرخ کلیک مورد انتظار، ارتباط متن تبلیغ با عبارت جستجو و تجربه‌ی کاربر در صفحه‌ی فرود. امتیاز بالاتر یعنی می‌توانید با پیشنهاد کمتر همان جایگاه را بگیرید، یا با همان پیشنهاد جایگاه بهتری داشته باشید. سرعت بارگذاری صفحه، ساختار گروه‌های تبلیغاتی و تطابق کلمات کلیدی با محتوای تبلیغ هم روی این امتیاز اثر می‌گذارند.

عامل دوم رقابت است. کلمه‌ای مثل «خرید کفش ورزشی مردانه» تبلیغ‌دهندگان زیادی دارد و در نتیجه CPC بالاتری از عبارتی مثل «کفش ورزشی مخصوص دویدن روی خاک» خواهد داشت. عامل‌های دیگر شامل زمان‌بندی نمایش، موقعیت جغرافیایی و نوع دستگاه کاربر است. برای کاهش CPC معمولاً باید دو کار را همزمان انجام داد: امتیاز کیفی را بالا برد و کلمات کلیدی دقیق‌تر و کم‌رقابت‌تر را به کمپین اضافه کرد.

چه کمپین‌هایی را باید با CPC مدیریت کرد؟

CPC برای کمپین‌هایی مناسب است که هدفشان جذب بازدیدکننده‌ی هدفمند است. در تبلیغات جستجو (Search Ads) هر کلیک نشان می‌دهد کاربر همان لحظه دنبال یک محصول یا خدمت است، برای همین پرداخت به ازای کلیک در این کمپین‌ها رایج‌ترین حالت است. کسب‌وکارهای خدماتی مثل کلینیک‌ها، دفاتر حقوقی و شرکت‌های مشاوره هم که هر تماس برایشان ارزش بالایی دارد، معمولاً از همین مدل استفاده می‌کنند.

با این حال CPC بدون نظارت بر نرخ تبدیل می‌تواند گمراه‌کننده باشد. اگر کلیک‌ها ارزان باشند اما صفحه‌ی فرود مخاطب را نگه ندارد، شما ارزان پول خرج می‌کنید و نتیجه‌ای نمی‌گیرید. پس CPC را همیشه کنار نرخ تبدیل و هزینه‌ی هر تبدیل بخوانید، نه جدا از آن.

CPM یا هزینه‌ی هر هزار نمایش؛ ابزار کمپین‌های آگاهی از برند

CPM یا هزینه‌ی هر هزار نمایش؛ ابزار کمپین‌های آگاهی از برند

نحوه‌ی محاسبه و تفاوت CPM با CPC

تفاوت CPC و CPM در چیزی است که برایش پول می‌دهید. در CPC برای کلیک پرداخت می‌شود و در CPM برای هر هزار بار نمایش تبلیغ، چه کسی کلیک کند و چه نکند. فرمول آن چنین است: (کل هزینه ÷ تعداد نمایش‌ها) × ۱۰۰۰. اگر کمپینی با ۵۰۰ هزار تومان هزینه، ۵ میلیون نمایش گرفته باشد، CPM برابر ۱۰۰ تومان می‌شود.

ریسک این دو مدل هم فرق دارد. در CPC ریسک اصلی پرداخت برای کلیکی است که به تبدیل نمی‌رسد. در CPM ریسک اصلی پرداخت برای نمایشی است که اصلاً دیده نمی‌شود یا کلیکی نمی‌گیرد. به همین دلیل در کمپین‌های CPM باید کیفیت جایگاه نمایش و تکرار نمایش به یک نفر را هم کنترل کنید. گوگل در شبکه‌ی نمایشی گزینه‌ی CPM قابل مشاهده (vCPM) را هم دارد که فقط برای نمایش‌هایی هزینه می‌گیرد که واقعاً در صفحه‌ی کاربر دیده شده‌اند.

کاربرد CPM در کمپین‌های دیسپلی و برندسازی

شبکه‌ی نمایشی (Display) مناسب‌ترین جا برای CPM است. در این کمپین‌ها تبلیغ تصویری شما در وب‌سایت‌ها و اپلیکیشن‌های همکار گوگل نمایش داده می‌شود و هدف اصلی این است که نام برند جلوی چشم مخاطب تکرار شود. برندی که تازه شروع کرده است معمولاً در ابتدا به کلیک فوری نیاز ندارد و بیشتر می‌خواهد در ذهن مخاطب جا بگیرد.

CPM معمولاً عدد کوچکی به نظر می‌رسد، اما این رقم نباید شما را فریب دهد. هزینه‌ی هر هزار نمایش را باید با نرخ کلیک و نرخ تبدیل بعدی کنار هم بگذارید. اگر کمپین آگاهی بعد از چند هفته هیچ اثری روی جستجوی نام برند، بازدید مستقیم یا درخواست‌ها نگذاشت، باید در هدف‌گیری، خلاقیت تبلیغ یا بودجه بازنگری شود.

CPA یا هزینه‌ی هر اقدام؛ سنجش واقعی سودآوری

فرمول CPA و ارتباط آن با لندینگ پیج

محاسبه CPA به تعریف «اقدام» یا «تبدیل» بستگی دارد. فرمول آن کل هزینه‌ی تبلیغات تقسیم بر تعداد تبدیل‌هاست. اگر کمپینی ۲ میلیون تومان هزینه کرده و ۱۰۰ خرید ثبت شده باشد، CPA برابر ۲۰ هزار تومان است. تبدیل می‌تواند خرید، ثبت‌نام، تماس تلفنی یا پر کردن فرم باشد، به شرط آنکه آن را در حساب خود به‌درستی تعریف و ردیابی کرده باشید.

CPA مستقیماً به صفحه‌ی فرود وابسته است، چون کلیک را به تبدیل تبدیل می‌کند. صفحه‌ای که سریع باز می‌شود، پیام روشنی دارد و فرمی ساده در اختیار کاربر می‌گذارد، نرخ تبدیل را بالا می‌برد و CPA را پایین می‌آورد. برعکس، صفحه‌ی کند و شلوغ حتی بهترین کلیک‌ها را هم هدر می‌دهد. برای کاهش CPA باید هم تبلیغ و هم صفحه‌ی مقصد را بهبود داد و یکی از این دو به‌تنهایی کافی نیست.

CPA یک شاخص سنجش است، نه الزاماً مدل پرداخت

یک برداشت رایج اما نادرست این است که در CPA فقط برای نتیجه پول می‌دهید. در بیشتر کمپین‌های گوگل ادز پرداخت همچنان بر اساس کلیک، نمایش یا بازدید ویدیو انجام می‌شود و CPA نتیجه‌ی نهایی این هزینه‌هاست. گزینه‌ی پرداخت به ازای تبدیل در عموم حساب‌ها و کمپین‌ها در دسترس نیست. آنچه معمولاً با نام CPA می‌بینید، استراتژی پیشنهاد قیمت «هزینه‌ی هدف به ازای هر اقدام» (Target CPA) است. در این استراتژی شما رقم هدف را تعیین می‌کنید و گوگل با تنظیم خودکار پیشنهادها تلاش می‌کند میانگین هزینه‌ی هر تبدیل را نزدیک همان رقم نگه دارد.

این تفاوت عملی است. فرض کنید کلینیکی ۵۰۰ کلیک گرفته و فقط ۵ نفر برای مشاوره تماس گرفته‌اند. هزینه‌ی همه‌ی ۵۰۰ کلیک پرداخت شده است و CPA این کمپین همان هزینه‌ی کل تقسیم بر ۵ است. اگر Target CPA روشن باشد، الگوریتم تلاش می‌کند کلیک‌های باکیفیت‌تر بخرد، اما تضمینی وجود ندارد که فقط برای تماس‌ها پرداخت کنید. هدف‌گذاری درست روی CPA هم به داده‌ی کافی نیاز دارد. کمپینی که ماهانه چند تبدیل بیشتر ندارد، معمولاً برای این استراتژی داده‌ی کافی در اختیار گوگل نمی‌گذارد.

CPV یا هزینه‌ی هر بازدید ویدیو در تبلیغات یوتیوب

CPV یا هزینه‌ی هر بازدید ویدیو در تبلیغات یوتیوب

تعریف بازدید و شیوه‌ی محاسبه‌ی هزینه

CPV مخصوص کمپین‌های ویدیویی گوگل ادز است. در فرمت‌های رایج یوتیوب، وقتی کاربر دست‌کم ۳۰ ثانیه از تبلیغ را تماشا کند، یا اگر ویدیو کوتاه‌تر است تا انتها ببیند، یا با تبلیغ تعامل داشته باشد، یک بازدید ثبت می‌شود. فرمول آن کل هزینه تقسیم بر تعداد بازدیدهای محاسبه‌شده است. اگر کمپینی ۱۰۰ هزار تومان هزینه کرده و ۱۰۰۰ بازدید داشته باشد، CPV برابر ۱۰۰ تومان خواهد بود. شرایط دقیق ثبت بازدید بسته به فرمت تبلیغ فرق می‌کند، پس قبل از شروع کمپین تعریف همان فرمت را در حساب خود بخوانید.

چه زمانی CPV انتخاب خوبی است؟

CPV معمولاً از CPC ارزان‌تر است، چون یک بازدید ویدیو ارزش تجاری کمتری از یک کلیک هدفمند در جستجو دارد. این شاخص برای معرفی محصول جدید، ساخت مخاطب برای بازاریابی مجدد و آموزش دادن به بازار مناسب است. اگر ویدیوی شما فقط ۶ ثانیه نمایش داده می‌شود و کاربر آن را رد می‌کند، چیزی هزینه نمی‌شود، اما دیده شدن واقعی هم اتفاق نیفتاده است. پس به نرخ تماشا و میزان تعامل بعد از ویدیو هم نگاه کنید.

یک نکته درباره‌ی آپارات: این پلتفرم سیستم تبلیغاتی جداگانه‌ای دارد و بخشی از خدمات گوگل ادز نیست. اگر برنامه‌ی تبلیغات ویدیویی در آپارات دارید، تعریف بازدید و شیوه‌ی محاسبه‌ی هزینه را از همان پلتفرم بپرسید و آن را با قواعد یوتیوب یکی فرض نکنید.

ROAS یا بازگشت هزینه‌ی تبلیغات؛ ترازوی سودآوری

فرمول ROAS و تفاوت آن با ROI

ROAS درآمد حاصل از تبلیغات را به هزینه‌ی همان تبلیغات نسبت می‌دهد: درآمد تبلیغات ÷ هزینه‌ی تبلیغات. اگر یک میلیون تومان هزینه کرده باشید و پنج میلیون تومان فروش ثبت شود، ROAS برابر ۵ به ۱ است، یعنی ۵۰۰ درصد. به زبان ساده، به ازای هر تومان تبلیغ پنج تومان فروش داشته‌اید.

تفاوت ROAS و ROI همین‌جاست. ROAS فقط درآمد را در برابر هزینه‌ی تبلیغ می‌گذارد، اما ROI سود را حساب می‌کند. یعنی ROI هزینه‌ی تمام‌شده‌ی کالا، ارسال، مرجوعی و هزینه‌های جانبی را هم کم می‌کند. کسب‌وکاری ممکن است ROAS برابر ۳ داشته باشد و باز هم ضرر کند، اگر حاشیه‌ی سودش پایین باشد. پس ROAS برای ارزیابی کمپین مفید است، اما برای تصمیم‌گیری درباره‌ی سودآوری کل کسب‌وکار باید آن را کنار حاشیه‌ی سود بگذارید.

ROAS سر‌به‌سر و حداقل ROAS منطقی

به‌جای اینکه به عددهای عمومی مثل «ROAS باید حداقل ۳ باشد» تکیه کنید، ROAS سر‌به‌سر خودتان را حساب کنید. فرمول آن ساده است: یک تقسیم بر حاشیه‌ی سود ناخالص. اگر حاشیه‌ی سود شما ۳۰ درصد باشد، ROAS سر‌به‌سر برابر ۱ ÷ ۰٫۳ یعنی حدود ۳٫۳ است. هر ROAS کمتر از این رقم یعنی تبلیغ از سود فروش بیشتر خرج دارد.

حاشیه‌ی سود در صنایع مختلف تفاوت زیادی دارد. فروشگاهی با حاشیه‌ی ۵۰ درصد با ROAS برابر ۲ به سر‌به‌سر می‌رسد و فروشگاهی با حاشیه‌ی ۱۰ درصد به ROAS برابر ۱۰ نیاز دارد. بنابراین عددهایی که در منابع مختلف به‌عنوان «ROAS خوب» می‌بینید فقط مثال‌اند. هدف شما باید از ساختار هزینه‌ی خودتان بیرون بیاید. همچنین فروش مجدد از مشتریان قدیمی و ارزش طول عمر مشتری می‌تواند به شما اجازه بدهد ROAS اولیه‌ی پایین‌تری را تحمل کنید.

مشاوره تخصصی ادز

برای دریافت استعلام دقیق و متناسب با بودجه‌ای که داری، با ما در تماس باش!

برای دریافت مشاوره، همین حالا با ما در ارتباط باشید.

جدول مقایسه‌ی متریک‌های گوگل ادز

جدول زیر پنج متریک اصلی را از نظر فرمول، هدف، محل استفاده و ریسک اصلی کنار هم می‌گذارد تا هنگام انتخاب هدف کمپین سریع‌تر به آن مراجعه کنید.

متریک فرمول هدف اصلی بیشترین کاربرد ریسک اصلی
CPC هزینه‌ی کل ÷ تعداد کلیک جذب ترافیک هدفمند جستجو، دیسپلی کلیک بدون تبدیل
CPM (هزینه‌ی کل ÷ تعداد نمایش) × ۱۰۰۰ آگاهی از برند دیسپلی، ویدیو نمایش بدون دیده شدن یا کلیک
CPA هزینه‌ی کل ÷ تعداد تبدیل سنجش هزینه‌ی هر نتیجه همه‌ی کمپین‌هایی که تبدیل ثبت می‌کنند نیاز به داده و ردیابی دقیق تبدیل
CPV هزینه‌ی کل ÷ تعداد بازدید ویدیو تماشای محتوای ویدیویی کمپین‌های ویدیویی یوتیوب بازدید بدون اقدام بعدی
ROAS درآمد تبلیغات ÷ هزینه‌ی تبلیغات ارزیابی بازده فروش کمپین‌های فروش و فروشگاهی نادیده گرفتن حاشیه‌ی سود

برای استفاده از جدول به یاد داشته باشید که متریک را بر اساس هدف کسب‌وکار انتخاب کنید، نه برعکس. کمپین آگاهی با CPM یا CPV ارزیابی می‌شود، کمپین جذب مخاطب با CPC و کمپین فروش با CPA و ROAS.

سناریوی محاسباتی؛ تحلیل یک کمپین با همه‌ی متریک‌ها

برای اینکه همه‌ی فرمول‌ها در یک مثال کنار هم دیده شوند، فروشگاه آنلاین کفشی را فرض کنید که یک کمپین جستجو برای عبارت‌هایی مثل «کفش ورزشی مردانه» اجرا کرده است. همه‌ی عددهای زیر فرضی‌اند و فقط برای آموزش آمده‌اند. بودجه‌ی روزانه ۵۰۰ هزار تومان بوده و کمپین ۳۰ روز اجرا شده است، یعنی هزینه‌ی کل ۱۵ میلیون تومان. کمپین یک میلیون نمایش و ۳۰ هزار کلیک گرفته است. از این کلیک‌ها ۲۵ هزار نفر واقعاً به صفحه‌ی محصول رسیده‌اند، ۲ هزار نفر محصول را به سبد اضافه کرده‌اند و ۱٬۰۰۰ خرید ثبت شده است. میانگین ارزش هر سفارش ۱۵۰ هزار تومان و حاشیه‌ی سود ناخالص فروشگاه ۳۰ درصد است.

حالا محاسبه می‌کنیم. نرخ کلیک (CTR) برابر ۳۰ هزار ÷ یک میلیون یعنی ۳ درصد است. CPC برابر ۱۵ میلیون ÷ ۳۰ هزار یعنی ۵۰۰ تومان. CPM برابر (۱۵ میلیون ÷ یک میلیون) × ۱۰۰۰ یعنی ۱۵ هزار تومان. نرخ تبدیل از کلیک به خرید ۱٬۰۰۰ ÷ ۳۰٬۰۰۰ است، یعنی حدود ۳٫۳ درصد. CPA برابر ۱۵ میلیون ÷ ۱٬۰۰۰ یعنی ۱۵ هزار تومان. درآمد کل ۱٬۰۰۰ × ۱۵۰ هزار یعنی ۱۵۰ میلیون تومان است و ROAS برابر ۱۵۰ ÷ ۱۵ یعنی ۱۰ به ۱.

اما ROAS ۱۰ به تنهایی نمی‌گوید کمپین چقدر سودآور بوده است. سود ناخالص فروش ۳۰ درصد از ۱۵۰ میلیون یعنی ۴۵ میلیون تومان است. وقتی ۱۵ میلیون هزینه‌ی تبلیغ را کم کنید، ۳۰ میلیون تومان باقی می‌ماند. ROAS سر‌به‌سر این فروشگاه حدود ۳٫۳ است و کمپین با ROAS برابر ۱۰ فاصله‌ی خوبی با آن دارد. نرخ تبدیل ۳٫۳ درصد هم برای یک فروشگاه آنلاین نرخ معمولی است، نه ضعیف. همچنان جای بهبود وجود دارد: ۲۵ هزار از ۳۰ هزار کلیک به صفحه‌ی محصول رسیده‌اند، پس ۵ هزار کلیک در مسیر از دست رفته که می‌تواند ناشی از کندی بارگذاری یا کلیک اشتباهی باشد، و از ۲ هزار سبد خرید فقط نیمی به خرید تبدیل شده است. بهینه‌سازی بودجه‌ی تبلیغات کلیکی در این مثال باید روی همین دو نقطه‌ی نشت متمرکز شود: سرعت صفحه و فرایند پرداخت. در ادامه مطالعه تفاوت سئو و گوگل ادز را به شما پیشنهاد می‌کنیم در برنامه مطالعاتی خود داشته باشید.

انتخاب متریک بر اساس مرحله‌ی قیف بازاریابی

قیف بازاریابی سه مرحله دارد: آگاهی، بررسی و تصمیم. هر مرحله هدف متفاوتی دارد و باید با شاخص خودش سنجیده شود.

در مرحله‌ی آگاهی هدف دیده شدن است. CPM و CPV این‌جا معیارهای اصلی‌اند، چون کمپین را بر اساس تعداد افرادی که تبلیغ را دیده‌اند می‌سنجید، نه بر اساس فروش. برای برند تازه‌وارد، کمپین ویدیویی یا نمایشی در این مرحله منطقی است. در مرحله‌ی بررسی مخاطب مقایسه می‌کند و دنبال اطلاعات است. این‌جا CPC و نرخ کلیک مهم‌اند، چون باید ترافیک باکیفیت جذب شود. تبلیغات جستجو و بازاریابی مجدد (Remarketing) معمولاً در این مرحله جواب می‌دهند.

در مرحله‌ی تصمیم مخاطب آماده‌ی خرید یا تماس است و CPA و ROAS اصلی‌ترین شاخص‌ها می‌شوند. کمپین‌هایی که روی کاربران قبلی سایت یا سبدهای رهاشده تمرکز دارند، باید همین‌طور سنجیده شوند. اگر می‌خواهید این شاخص‌ها را روی ساختار تازه‌ای از کمپین پیاده کنید، مدیریت حرفه‌ای کمپین گوگل ادز کمک می‌کند هدف‌گذاری و ردیابی تبدیل از ابتدا درست تنظیم شود.

مشاوره تخصصی ادز

برای بررسی دقیق‌تر وضعیت کمپین خودت، ما بهت مشاوره میدیم

برای دریافت مشاوره رایگان، همین حالا با ما در ارتباط باشید.

جمع‌بندی و راهبرد اجرایی

درک درست متریک‌های کلیدی تبلیغات آنلاین فقط حفظ کردن فرمول‌ها نیست؛ باید بدانید هر عدد دقیقاً چه چیزی را اندازه می‌گیرد و چه چیزی را نمی‌گوید. CPC و CPM می‌گویند برای چه چیزی پول می‌دهید، CPA می‌گوید هر نتیجه چقدر تمام شده و ROAS می‌گوید فروش در برابر هزینه چگونه است. برای اجرا می‌توانید این مراحل را دنبال کنید:

  1. هدف کسب‌وکار و مرحله‌ی قیف را برای هر کمپین مشخص کنید.
  2. تبدیل‌های واقعی را در حساب تعریف و ردیابی کنید تا CPA و ROAS قابل اعتماد باشند.
  3. حاشیه‌ی سود را حساب کنید و ROAS سر‌به‌سر خود را به‌عنوان حداقل هدف قرار دهید.
  4. هر ماه عملکرد را بررسی کنید و بودجه را از کمپین‌های ضعیف به کمپین‌هایی منتقل کنید که داده‌ی واقعی‌شان بازده بهتری نشان می‌دهد.

پرسش‌های متداول درباره‌ی متریک‌های تبلیغات کلیکی

تفاوت CPC و CPM چیست و برای شروع کدام بهتر است؟

در CPC برای هر کلیک پرداخت می‌شود و در CPM برای هر هزار نمایش. اگر هدف شما جذب مشتری یا فروش مستقیم است، CPC در تبلیغات جستجو شروع منطقی‌تری است. اگر برند جدید هستید و می‌خواهید دیده شوید، CPM در شبکه‌ی نمایشی انتخاب مناسب‌تری است.

چطور می‌توان CPA را کاهش داد؟

CPA از دو راه پایین می‌آید: نرخ تبدیل را بالا ببرید و هزینه‌ی هر کلیک را کم کنید. برای راه اول، سرعت صفحه، وضوح پیام و سادگی فرم را بهبود دهید. برای راه دوم، امتیاز کیفی را ارتقا دهید و کلمات کلیدی نامرتبط را با کلمات منفی حذف کنید.

ROAS چقدر باشد کمپین سودآور است؟

عدد ثابتی وجود ندارد و به حاشیه‌ی سود شما بستگی دارد. ROAS سر‌به‌سر برابر یک تقسیم بر حاشیه‌ی سود ناخالص است. هر عددی بالاتر از آن سودآور است و هر عددی پایین‌تر زیان‌ده، مگر اینکه ارزش طول عمر مشتری را هم در محاسبه بیاورید.

آیا می‌توان چند متریک را همزمان دنبال کرد؟

بله، و توصیه هم می‌شود. هر کمپین یک شاخص اصلی دارد، اما CPC، نرخ تبدیل، CPA و ROAS را کنار هم بخوانید تا تصویر کامل‌تری بگیرید. ابزارهایی مثل Google Analytics 4 و داشبوردهای سفارشی این کار را ساده می‌کنند.

پربازدیدترین مقالات
دیدگاه‌های شما

چون نظرات شما برای ما  مهم است

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

چهار + هفده =